بدرفتاری برخی خوانندگان پاپ با خبرنگاران


poosinger

.

مجازی تی وی:این روزها از موسیقی پاپ خبرهای خوشی به گوش نمی رسد، این روزها از آن نظام منطقی تولید، عرضه و ارائه آثار موسیقایی در عرصه‌های مختلف نه تنها خبری نیست که حتی هر روز اوضاع بد و بدتر می شود. اصلا این روزها همه عصبانی اند و اساسا هم هیچ کس نمی داند این عصبانیت از کجا نشات گرفته که میوه های تلخ مزه آن باید برای اولین بار توسط اهالی رسانه چشیده شود. این روزها خیلی ها یا خواب می مانند و یا برای بیدار شدن از خواب زمستانی و با بهتر بگوییم خواب چهارفصل خود شرط و شروطی می گذارند که اگر آن را با عهد فتحعلی شاه قاجار و اهل و تبارش بی ربط ندانیم دست کمی از آن عهدنامه های ننگین ندارد؛ شرایطی که اگر دوستان را نشناسیم گویی به شرایط سلاطین موسیقی پاپ دنیا لبیک گفته ایم.

.

بله می دانیم، در همه جای دنیا مردم به دنبال هنرمندان محبوب خود هستند، در همه جای دنیا همه مردم دوست دارند به حصار کشیده شده پیرامون ستارگان سینما و موسیقی کوچکترین خدشه ای وارد نشود، کما اینکه اصلا هم به فاخر بودن یا نبودن آن نیز توجه نمی کنند. در همه جای دنیا مصرف کنندگان و سرمایه گذاران حوزه موسیقی فارغ از آداب تئوریک حوزه های مختلف هنری تمام تلاش خود را می کنند تا به این محبوبیت رنگ و لعاب بیشتری دهند، اما آیا چنین ساختاری در فضای کنونی موسیقی کشور و مصداقی تر موسیقی پاپ ما می تواند با بازارهای جهانی موسیقی که در عادی ترین شکل ممکن هم رسیدن به آن دشوار است قابل مقایسه باشد؟ آیا آن قدر بزرگ شده ایم، آن قدر خوب هستیم که این پروپاگانداهای رسانه ای و تبلیغاتی هم در اشل های جهانی خود قرار گیرند؟ به نظر نگارنده که خیر! نشده ایم.

.

به یاد دارم که ساسان فاطمی پژوهشگر برجسته حوزه موسیقی و مردم شناسی در معرفی کتاب «پیدایش موسیقی مردم پسند درایران» دقیقا به این موضوع اشاره کرده است که: «موسیقی مردم پسند در جوامعی که فرهنگ موسیقایی دو قطبی (کلاسیک/ مردمی) دارند از رسانه ای شدن و کالایی شدن گونه های ساده موسیقی کلاسیک به وجود می آید و در مراحل ابتدایی پیدایش خود با موسیقی کلاسیک همان فرهنگ در هم می آمیزد …»

.

حال آنچه در این میان می توان به آن تاکید زیادی داشت واژه ای به نام «رسانه ای شدن» کالاهای موسیقایی به ویژه موسیقی مردم پسند است که در ایران و در این چند ساله به هیچ عنوان وجود نداشته و اگر استثناها را از فضای موجود جدا کنیم، تبدیل به یکی از پرچالش ترین و بحث انگیز ترین موضوعات پیرامون این گونه موسیقایی شده است. فضایی که لااقل در فضای رسانه ای پیرامون موسیقی اصیل ایرانی کمتر مورد بحث و بررسی است اما در حوزه موسیقی پاپ به شکل آزاردهنده و عصبانی کننده ای منتقدان و اهالی رسانه را با خود درگیر کرده است.

.

به هر ترتیب همه این مقدمات گفته شد تا اشاره‌ای کنیم به ماجراهای این چند روز اخیر برخی از خوانندگان موسیقی پاپ که به خود اجازه لغو یا به تاخیر انداختن نشست های رسانه ای را می‌دهند.

.

در اینکه هستند تعدادی از خوانندگان پرطرفدار پاپ که با احترام به فضای رسانه آنها را به عنوان بازوهای اجرایی فعالیت های خودشان می پندارند و حتی از نقد کارهایشان هراسی ندارند، هیچ شکی وجود ندارد اما فضای مسموم موجود آنچنان آسیبی به جریان رسانه ای موسیقی پاپ وارد کرده که اقدامات مثبت برخی از خوانندگان و تهیه کنندگان در مواجهه با اصحاب رسانه را نیز به هدر می دهد.

.

موضوع برخورد غلط و پراشتباه دوستان خواننده پاپ با اهالی رسانه مربوط به این یکی دو روز نیست، اهالی رسانه خوب می دانند که اصولا افراد محبوبی برای خواننده های پرطرفدار پاپ نیستند، چرا که اگر همراه آنها نباشند و یا انتقاد و نقدی در رسانه ای پیرامون کارهایشان منتشر شود، فلان منتقد یا خبرنگار تبدیل به دشمن درجه یک فلان خواننده می شود. برخی از این دوستان به قدری شان خود را اجل بر اهالی رسانه می دانند که اگر باز هم فلان خبرنگار در جلسه ای یا فضای دیگر تقاضای مصاحبه یا گفتگو داشته باشد در بدترین شکل برخورد یا آنها را به زمان دیگری ارجاع می دهند یا با حالتی که اصلا در شان اهل رسانه نیست با آنها برخورد می کنند. کما اینکه در برخی از موارد نیز دیده شده که فلان خواننده برای مصاحبه حتی تقاضای دریافت وجه نقد نیز کرده که ماجرا را بسیار ناراحت کننده کرده است.

.

مگر می شود فلان خواننده در نشست رسانه ای خود در آستانه برپایی کنسرتش در جشنواره موسیقی فجر بدون ذکر هیچ دلیل منطقی به وقت وبرنامه ریزی اهالی رسانه بی احترامی کند و چند ساعت مانده به نشست اعلام کند که در این فضا حضور پیدا نمی کند؟ و جالب تر اینکه وقتی از منابع موثق و نا موثق پیگیر ماجرا می شویم اعلام می شود، دوست عزیز در خواب به سر می برد و حال و حوصله حضور در نشست را نداشته و خستگی ناشی از کنسرت شب گذشته اش را بهانه حضور نیافتن اعلام می کند. اما واقعا چه دلیل منطقی در پس غیبت دوستان وجود داشته که حتی بعد از برگزار نشدن نشست هم این احترام را به اهالی رسانه قائل نشده و پیرامون آن توضیحی ندادند.

.

اما هنوز داستان تمام نشده است. به آقای خواننده زنگ می زنند که روز سه شنبه ۱۳ بهمن ماه برای کنسرت شما در جشنواره همراه با یک گروه دیگر نشست خبری ترتیب داده شده که لطف کنید و تشریف بیاورید. اما آقای خواننده که این روزها هم بسیار عصبانی است و از طریق رسانه های مجازی، رسمی و غیر رسمی تاکید می کنم رسانه ها، دل نوشته های خود را منتشر می کند اعلام می کند به دلیل مشکل حقوقی که با فلان خبرنگار دارم در نشست رسانه ای حضور پیدا نمی کنم. البته با درایت مسوولان روابط عمومی جشنواره که با هدف پشتیبانی از اهالی خبر و رسانه انجام گرفت این نشست بدون پذیرش شرایط آقای خواننده لغو شد اما باید بپذیریم که این فضا زیبنده موسیقی نیست.

.

به راستی این شرایط چه توجیه منطقی می تواند داشته باشد؟ آیا خون دوستان خواننده موسیقی پاپ رنگین تر از استادان موسیقی ایرانی است که با وجود کوله باری از تجربه و کسوت در نشست های خبری حضور پیدا می کنند و با متانت و صبوری به انتقادها و سوالات خبرنگاران حتی نامربوط به محتوای نشست پاسخ می دهند؟ اصلا قصد این آقایان خواننده و بعضا تهیه کننده از این حصار کشی های رسانه ای چیست؟  آیا دوستان می دانند بزرگانی چون حسین علیزاده و محمدرضا درویشی همین چند روز پیش بود که بدون شرط و شروط به نشستی آمدند که می توانستند در آن حضور نداشته باشند؟

.

به هر حال اهالی رسانه در این سال ها از به صدا درآمدن زنگ خطر برای موسیقی پاپ سخن گفته اند و بارها تاکید داشتند که این حصارکشی رسانه ای اصلا در چارچوب فرآیند نظام تولید و عرضه محصولات موسیقایی نیست ولی متاسفانه این حصارکشی رسانه ای آنچنان موجب ناراحتی اهالی رسانه شده که اگر مسئولان دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهیه کنندگان و تولیدکنندگان آثار موسیقایی هم که اخیرا دارای مجمع صنفی شده اند و صد البته خانه موسیقی فکری به حال آن نکند ماجرا تلخ تر از آنی خواهد شد که پیش بینی می کردیم.

.

منبع:مهر

0
0

 

0 نظر

شما می توانید اولین بار یک نظر ارسال کنید.

ارسال نظر